عبد الله قطب بن محيى

321

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

چون كه در تو مىشود لقمه گهر * تن مزن چندان كه بتوانى بخور و اگر طعام عارف و جاهل يكى بودى وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى « 1 » نفرمودى . طعام جاهل زهرهء حيات دنيا است وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ « 2 » و آن زهره به زهر ماند ، ظاهرى سبز دلپذير و باطنى تلخ گلوگير ، نه زهره است [ بلكه ] زهر است و طعام عارف رزق اللّه است كه و رزق ربّك خير و أبقى ، اين كجا و آن كجا ؟ اگر كسى گويد : ما نگاه در لقمهء عارف مىكنيم از همان جنس است كه ساير لقمه‌ها نه جنسى ديگر است ، گوييم : آن جنسى ديگر است ، اما به ديدهء تو از همان جنس مىنمايد ، براى روپوش ، و اگر خداى خواهد و اين پوشش رفع كند بيننده به چشم سر بيند كه آن لقمه كه در دهان عارف است از نور است نه از آب و گل است مگر آب و گلى كه هم از نور باشد و آن‌كس كه آبگينه از نقره تواند ساخت ، گل از نور و نور از گل تواند ساخت و اين سخن محض حق و عين حقيقت است و از تكلف و مجاز و استعاره و كنايه مبرّا ، قياس طعام عارف بر شخص عارف بايد كرد ، نه شخص عارف به چشم مردمان همچون شخص جاهل مىنمايد ؟ حال آنكه شخص عارف را در نهان تبديل لاحق شده و يكسانى با جاهل نمانده ، اما اين تبديل از ديدها پوشيده است وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ « 3 » حكايت اين حال است و اگر از اين روشن‌تر بايد وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً « 4 » و مصداق همهء اين‌ها اينكه وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها « 5 » چه عدم ابصار

--> ( 1 ) . سوره طه ، آيه 131 « و [ بدان كه ] روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است » . ( 2 ) . سوره طه ، آيه 131 « زنهار به سوى آنچه اصنافى از ايشان را از آن برخوردار كرديم [ و فقط ] زيور زندگى دنياست تا ايشان را در آن بيازماييم ديدگان خود مدوز » . ( 3 ) . سوره اعراف ، آيه 198 « و آنها را مىبينى كه به سوى تو مىنگرند در حالى كه نمىبينند » . ( 4 ) . سوره اسراء ، آيه 45 « و چون قرآن بخوانى ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پرده‌اى پوشيده قرار مىدهيم » . ( 5 ) . سوره اعراف ، آيه 179 « و چشمانى دارند كه با آنها نمىبينند » .